۱۳۸۷ دی ۲۷, جمعه

سوگ دل سرخ -از کتاب دل انگاره های تنهایی-

می دانم ترا باد
با خود خواهد برد
چه کنم دست خودم نیست
می دانم
به اندوه
به سوگ دل سرخ
سیاه پوش می شود روزم
وهرچه سیلاب
می شود جاری چشمم
ودلم مانده به زنجیر
در رشک یک لحظه نگاه
و همین پنجره محدود
به تماشای تو ماه
می دانم باز دست نسیم
ترا خواهد برد
منم و یک سبد حسرت تنهایی بر دوش
و یک پنجره
مانده خالی ز شمیم نفست
ای گل سرخ
قبل از این هجرت تلخ
پیش از این سوگ سیاه
به من مانده و تنها
در این ظلمت شب
و بر این سرد غم آجین
یک کمی نور بریز
یک کمی مهر بپاش

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

دیدگاه ها و اندیشه خود را درباره نوشتار برای نویسنده وبلاگ و دیگر بازدیدکنندگان بنوبسید.
با سپاس