پرسش؟؟؟
معنای برابری حقوق انسانی بین زن و مرد چیست ؟
آیا عنصری اکثرا انتزاعی است و تنها در کتب قانونی و برای انگشت شمار جماعتی از زنان نخبه که خواهان آنند ؟
آیا فارغ از مبارزات نستوهی که برای قانون شدن برابری جنسیتی انجام شده ، بستری سازی هم خواست برابری خواهانه وجود دارد ؟ چند درصد زنان از حقوق شان آگاهند و در صورت آگاهی آن را مطالبه می کنند؟
چقدر زن امروز جدای از موقعیت جغرافیایی اش از عنصر سنتی مردخواهانه ی عروسکی اش فاصله گرفته و خود را به عنوان انسانی مغزمند باور کرده است ؟
ویژگی های مدرن زن امروز و نشانه های مبنی بر مغزمندی اش چگونه بارز شده یا می شود ؟
این پرسش ها ناشی از این نیست که مردان عروسکی نیستند ، بلکه بواسطه استیلای دیرپای مردسالاری و درآمیختگی اش با سنت و ردپاهای سنگینش بر دوش حتی امروز ، نشانه های واقعی این برابری به چشم نمی خورد !
نمونه های آن را می توان در عدم تولید فکر و تئوری دید ، و شوربختانه زنان بیشتر در مقام مصرف کننده تولیدات فکری از فلسفه تا ریاضی باقی مانده اند و متاسفانه این نشانه امیدوار کننده ای در بهبود و تغییر وضعیت انسانی جامعه نمی دهد !
آیا این کاهلی خود زنان است یا مردسالاری نو ؟ که تولید زنانه را تا حد رژ لب فروکاهیده آنچنان که انگار نمی توان زنی را تصور کرده که دست کم یک بار از این ماده بهره نبرده باشد !!! مردان چه نقشی در عدم پیشرفت زنان دارند ؟؟؟
آیا مردانند که باعث نابودی و شکستن هویت انسانی زنان می شوند و از کودکی عناصر سنتی را چون سم بر پیکر زنان وارد می کنند ؟؟؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
دیدگاه ها و اندیشه خود را درباره نوشتار برای نویسنده وبلاگ و دیگر بازدیدکنندگان بنوبسید.
با سپاس